|
يادداشتهای يک خوری
|
||
|
...شاید برای آغاز با هم بودن باید نوشت، امتحان کنیم |
تا حالا بیشتر از نقاط ضعف گفتیم تا نقاط قوت ...
این بار می خواهیم از یه اتفاق خوش یُمن از همین امسال و شاید همین چند وقت قبل بگیم...
...
اونقدر گفتیم که خور به نشریه نیاز داره و اونقدر بر ضرورت وجود نشریه تأکید شد که بالاخره قرعه فال به نام ما افتاد... تقریباً اول شهریور ماه امسال در جلسه ی کمیته فرهنگی شهر مقرر شد بالاخره یکی از نشریات شهر(«پیک مشتاقان» شماره ی پانزدهم) مجدداً راه اندازی شود...
...
به پیشنهاد دوستان مسئولیت و سردبیری شروع مجدد نشریات بر عهده مدیر همین وبلاگ افتاد...!!
با حمایت های عزیزان قرار شد در انتخاب اعضا و تدوین اساسنامه مستقل باشیم...
با توکل بر خدا کارمان شروع شد...
و بالاخره با لطف و حمایت همه جانبه دوستان به سوی رسیدن به آرزوهای بزرگ رفتیم...
اما ....!! باز هم دو دل بودیم ...؛
آیا ما خوری ها ظرفیت با هم بدون را داریم ...؟؟
آیا ما یاد گرفته ایم در کار دیگران دخالت بیجا نکنیم...؟؟
آیا ما میتوانیم در قالب چندین و چند گروه به صورت مستقل در نشریه فعالیت کنیم...؟؟
آیا ما میتوانیم از یه نفر کوچکتر از خودمون هم حرف شنوی داشته باشیم...؟؟
آیا ما می توانیم با هم بودن را ادامه دهیم...؟؟
آیا باز هم جلسات ما در حد همان حرف و سخنرانی باقی خواهد ماند...؟؟
آیا ما خوری ها توانایی و ظرفیت همکاری دو جانبه دخترها و پسرها را داریم...؟؟
.... با دهها شک و دو دلی و با هزاران امید اولین جلسه نشریه را در تاریخ 5/6/1386 با دعوت از حدود چهل نفر دختر و پسر شروع کردیم... جلسه اول بود و جلسه آشنایی ... همش حرف زدیم ... ولی دیگران کمتر گفتند و گویا همه آمده بودند بشنوند ... بخصوص خواهران ... خیلی ساکت بودند... پسرها هم دسته کمی از اونها نداشتند ، فقط یکی دو نفر صحبت کردند ... اولش فکر کردم هیچکی حرفهایم را نمی فهمد... جلسه که تمام شد با خودم گفتم چرا هیچکی اظهار نظر نکرد...
جز صبر کردن و در انتظار زمان ماندن کاری دیگر نکردیم ... 9/6/1386 بود که جلسه دوم، شد جلسه دلخواه ما ... بیشتر بچه ها در بحث شرکت کردند و آنقدر جلسه خوب پیش رفت که امید هایمان همچنان در حد هزار ماند و با دوستان جدید و قدیم، با سلایق و علایق و افکار متفاوت با یک هدف متعالی که همانا خدمت به فرهنگ جامعه در راه کسب رضایت خالق بود قدم در راه نهادیم...
اینچنین شد که 16 گروه مختلف در نشریه فعالیت کردند و پس از مدتی تعداد اعضای نشریه به 52 نفر رسید....!!
عجیب بود اما واقعیت داشت ... تا حالا در خور همچین اتقاقی نیفتاده بود که تعدادی جوان با همفکری همدیگه با این همه افکار مختلف از همدیگر اینچنین حمایتی کنند...
آری ... باورمان شد آنگونه که میگفتند نیستیم ... !!
ما خیلی بیشتر از اینها بودیم ... خودمان باورمان نشده بود وگرنه باید خیلی پیشتر از اینها اینچنین اتفاقات مبارکی رخ میداد...
مانده بود مشورت با مسئولان و بزرگترهای شهر؛
عجیب بود... همه به طرز شگفت آوری حمایت و پشتیبانی و راهنمایی مان کردند .... خیلی خوشحال بودیم ... با این حمایت ها بود که اعضا با نیرویی مضاعف ادمه دادند ... هر کدام از گروهها جلسات خودشان را با شور و شوقی وصف ناپذیر اداره کردند و در جلسه عمومی 13/6/1386 اهداف خود را اعلام نمودند و بر روی اهدف بحث شد.
....
و اینچنین گذشت ...
پس از یک هفته تلاش گروه های طراحی و تبلیغات قرار شد نشریه را جمعه 6/7/1386 در میان مردم پخش کنیم، به خاطر عجله ها و یه جورهایی کم تجربگی، نشریه با کلی مشکل تایپی و ... چاپ شد، در جلسه عمومی آخر قبل از پخش، - روز پنجشنبه - وقتی گروهها نشریه را دیدند گرچه مشکل داشت و بسیاری از مشکلات هم نشأت گرفته از اشتباهات مسئول نشریه بود، ولی همه با بزرگواری خویش با چشم پوشی از این مشکلات با ارائه انتقادات و نظراتشان به دور از تعارفات معمول، حل آنها را به شماره بعد موکول کردند ... و با تلاشی عجیب 400 جلد نشریه را به صورت دستی اصلاح تایپی کردند....
و جمعه فرا رسید... انتشار نشریه با نماز جمعه رمضان المبارک و نمایشگاه زیبای سفره افطاری خواهران خوری در مهد قرآن متقارن شد... بیش از 70 درصد نشریه همان روز اول به دست مردم رسید... و مردم با دقت خواندند ....
چرا که فردای آن روز با تشویق بیشتر به نقاط ضعف و قوت نشریه و حل آنها در شماره بعد اشاره می کردند... از اینکه مردم ما اینچنین هستند خیلی خوشحال شدیم...
آری ... قصه تجربه ی اول با هم بودن ما به سر رسید ....
توی این تجربه ما خیلی چیزها یاد گرفتیم:
یاد گرفتیم که ما توانستیم با هم باشیم ...
ما توانستیم از همدیگر حمایت کنیم ....
ما توانستیم برای هم زندگی کنیم ...
ما توانستیم همدیگر را تحمل کنیم ....
و بالاخره ما توانستیم با همدلی پس از دو سال تولد مجدد پیک مشتاقان را رقم بزنیم...
پس ما حتماً توانایی آن را داریم که ادامه دهیم و این تجربه را تکرار کنیم...
به شرط آنکه همچنان با اخلاص و توکل بر حضرت حق، همدلی هایمان را حفظ کنیم...
به امید روزی که دیگر شاهد سکون در راهی که قدم گذاشته ایم نباشیم ...
و به امید روزی که با مسئولان شهر و اعضای نشریه، تاریخی را رقم بزنیم که آیندگان به ما ببالند...آمین
=========================================
نظرات دوستان در مورد موضوع " قصه یه تجربه شیرین":
فاطمه:
به نظر شما ما می تونیم مشکلات جامعه امون رو با وبلاگ نویسی از بین ببریم یا به حداقل برسونیم؟به نظر من که اینجوری نیست اخه ما جوونا فقط می توبیم از وبلاگ استفاده کنیم ولی بزرگترهای ما چی؟ما ها که حرف همو می دونیم این بزرگتران حرف مارو نمی فهمن واسه اگاهی اونا باید چیکار کنیم؟به نظر شما؟
-----------------------------------------------------------
شهرام:
این سوال را قبلاَ در بخش " بی خیالی ممنوع" هم پاسخ دادم ....
با وبلاگ نویسی نمیشه همه کارها را حل کرد، ولی بعضی از کارها را میشه حل کرد ... همین قضیه راه اندازی مجدد نشریه و دور هم جمع شدن و آشنایی این 52 نفر عضو هم، تا حدود زیادی مرهون وبلاگ نویسی هستش...
مثلاً ما که زیاد توی خور نیستیم و کمتر میتونیم در کارها شرکت کنیم چرا با همفکری همدیگه نیاییم برای مشکلات راه حل بدیم یا لااقل مشکلات را بشناسیم... به این امید که حتی اگه شده یک نفر از این حرف ها استفاده کند...
بنابراین وبلاگ نویسی یکی از راههای رفتن به سمت با هم بودن و شناخت همدیگر است نه تمام راه ها ....
راه اندازی نشریه هم یکی دیگر از راهها بود که خدا را شکر شروع شد...
و دهها راه دیگه که هر کی به سهم خودش باید امتحان کنه ...
شما هم یه راهی را امتحان کنید... مطمئن باشید موفق میشید.
-------------------------------------------------------------
یک خوری:
همه چی دست خودمونه ، خود ماییم که سرنوشت خودمون را رقم میزنیم، اگه با هم باشیم و همدیگه را تنها نذاریم خیلی کارها را میتونیم به سرانجام برسونیم.
انشالله فعالیت نشریه با همکاری تمامی اعضا و مردم ادامه داشته باشه، و سبب خیری در شهر باشه.
به قول بزرگی که می فرماید:
"بدبختي تنها در باغچه اي که خودت کاشته اي مي رويد..."
فکر کنم خوشبختی هم در همون باغچه به ثمر می نشیند، چه خوب است ما این باغچه را با کمک هم برای رسیدن به اهدافمون مهیا کنیم...
--------------------------------------------------------------------------
فاطمه:
مثلاْ چه راهی؟
-------------------------------------------------------------------------
نادیا:
ما جوانان امروزیم و بزرگترهای فردا پس با مطرح کردن مشکلات مان در وبلاگ می توانیم اینده سالم برای فرزندانمان بسازیم
-----------------------------------------------------------------------
شهرام:
خدمت خواهر گرامی مون "فاطمه": راستش پیدا کردن راهی برای خدمت به فرهنگ جامعه کار سختی نیست، هر کسی در مقام خودش میتونه در هر برهه ای از زمان با کمی فعالیت و پرس و جو نقش خودش را در اجتماع ایفا کنه ...مثلاَ :
- حمایت از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و ورزشی ای که در سطح شهر انجام میشه
- انجام یک فعالیت شخصی یا گروهی در حیطه خاص خود
- همکاری با نشریات خور و وبلاگها و سایتها
- همکاری با کمیته فرهنگی و شورا و شهرداری خور و ارائه پیشنهادات و انتقادات سازنده به آنها
- همکاری با مدارس و معلمان و تحقیق در زمینه فعالیت های آموزشی
- آگاه سازی خانوداه ها و دوستان در زمینه فرهنگ و تحصیل و آموزش و ورزش شهر
- همکاری با کتابخانه عمومی و سایر کتابخانه های شهر جهت فعالیت بیشتر
- یادگیری هنر و فعالیت خاصی جهت آموزش به سایر همشهری ها
- و...
به هر حال اینها فقط چند مثال ساده بود که شما می توانید در آنها شرکت کنید،. ولی توانایی های هر کسی متفاوت از دیگری است و مطمئناَ شما هم با رجوع به توانایی های خویش و کمی صبر و ممارست میتوانید در جامعه تاثیر گذار باشید...مطمئن باشید.
------------------------------------------------------------------
فری فلفل:
من هم مثل اقا شهرام از همه کسانی که ((پس ار خوندن نشریه)) نقاط ضعف نشریه رو به ما گشزد کردند کمال تشکر و قدر دانی رو دارم ولی یه گله ای هم از کسانی دارم که هنوز نشریه رو نخوندن شروع کردن به انتقادهای بیخود . اخه ما چرا اینجوری هستیم؟چرا چشم نداریم ببینیم یکی داره یه کار خوبی انجام میده؟ حسادت تا کی؟بدبینی تا کی؟ کی میخوایم به خودمون بیایم؟
بابا به خدا ما داریم تو خور زندگی میکنیم. تو خوری که یه زمانی تو اتحاد و همدلی حرف اول و اخر رو میزده.ما داریم تو شهری زندکی میکنیم که یه زمانی اگه یکی مشکل داشت اون مشکل مال همه بود. شادی ها مال همه بود و غم ها هم مال همه بود.اگه یکی مریض میشد و به مسجد نمیرفت روز بعد در خونه همدیگه میرفتیم...من نمیگم انتقاد نکنیم.انتقاد بکنید ولی "سازنده"...
اخه چه جوری میشه کسی فقط چند دقیقه نشریه رو نگاه کنه بعد 100 تا مشکل بیدا کنه حالا کاش فقط انتقاد میکرد ...
( خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار)
----------------------------------------------------------------------
نعمان اسماعیلی:
به نظر من بیاییم توی پیک مشتاقانمون همه باشیم....
همه خوری های نویسنده اش همه باشن
دعوت به همکاری کنیم تا مثلاَ ظرف 3 یا 4 ماه خیلی از خوری ها مطالبشون چاپ شه...مطلب علمی ، فرهنگی، ادبی، قصه داستان، شعر ، نقاشی و... خلاصه همه چی و همه خوری ها
-----------------------------------------------------------------------
..... :
یه مطلبی اول نشریه نوشته بود که خیلی خیلی به نظرم جالب و قابل تامل اومد:
در دفتر زمانه فتد نامش از قلم
هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت
به نظر شما چه جوری میشه از قلم نیفتاد؟
آیا ما خوری ها از قلم می افتیم یا نه!ماندگار خواهیم شد؟
آیا ما کاری برای ماندگار شدن خود کرده ایم؟
آیا تا به حال برای ما مهم بوده است که ماندگار باشیم؟در عمل چگونه بوده ایم؟
...
امیدواریم در دفتر زمانه از قلم نیفتیم.
-----------------------------------------------------------------------
زهرا:
من هم خیلی خوشحال ام که نشریه دوباره راه انداری شده و جوانان دست به دست هم داده اند تا این پروژه یا کار رو ادامه بدهند
چند پیشنهاد هم داشتم در مورد پیک مشتاقان
- اول فکر کنم ضروری است برای طراحیه یک سایت (نه وبلاگ) یک خورده هزینه دارد اما سنگین تر از وبلاگ است که مردم میتوانند ارتباطات خود رو از طریق ایمیل یا فورم به مسئولان نشریه ارائه نمایند.
چون یک نشریه شهر دیگه مخو نا ویسه از وبلاگ استفاده بکنیم از نشریه.
- و باید کسانی که برای نشریه زحمت می کشند هم تشویقشون کرد که به فعالیت خود ادامه بدهند نه اینکه 2 یا 3 شماره از نشریه بیرون بدهند و در آخر قید نشریه رو بزنند
فکر کنم بحث شده در مورد نشریه و عنوان مطلب فکر کنم به بحث نمی خوره در این وبلاگ و باید عوض بشه
-----------------------------------------------------------------------
شهرام:
انشالله سعی می کنیم در شماره های بعدی پیک با همکاری سایر اعضا نواقص آن را در حد امکان برطرف کنیم...
نکته قابل توجه اینکه تقریباَ 85 تا 90 درصد اعضا تا به حال تجربه فعالیت مطبوعاتی به این شکل را نداشته اند... که لازمه تجربه در این زمینه شناخت بیشتر اعضا از همدیگر و گذشت زمان و تذکر دلسوزان جامعه در جهت رفع نواقص است... که ما امیدواریم این فرهنگ هر چه زودتر نهادینه شود....
-----------------------------------------------------------------------
؟ :
مه نادنم بچرا شما به مسايلي تاكيد اكني كه چندان نيازي به تاكيد اشنيسته!؟
----------------------------------------------------------------------
شهرام:
دوست گرامی " ؟ " نمی دانم علت اینکه شما و خیلی های دیگر تاکید بر مسائل فرهنگی را جز اولویتهای آخر قرار می دهید چیست؟
البته نمی گویم بحث ما در وبلاگ حتماَ بحث جالبی است ولی از یک چیز مطمئنم آن هم اینکه برای رفتن به سمت پیشرفت باید این مسائل را در جامعه جا انداخت و باید گفت و آنقدر تاکید کرد که یه روزی بتوان گفت دیگر نیازی به تاکید بر این مسائل نیست،
چراما در مقابل آن دسته افرادی که می گویند مردم ما ظرفیت با هم بودن را ندارند از خود دفاع نکنیم و از باهم بودنمان مثال نیاوریم و بر آن تاکید نکنیم؟؟
چرا هر وقت جلسه ای با حضور مسئولان ترتیب داده میشه از همه مسائل صحبت بشه الا مسائل فرهنگی و تحصیلی؟؟
چرا هنوز صرف هزینه در مسائل فرهنگی و مطبوعاتی با ترس کار خیر نامیده میشود؟
مطمئن باشیم نیاز جامعه امروز ما این است که در مقابل این همه جنبه های منفی و انتشار خبرهای آن ، برای "بقا" و داشتن "امید" به زندگی در آینده نیازمند این هستیم که هر جا کار مفیدی صورت گرفت به گوش همگان برسانیم،
حتی اگر این اطلاع رسانی ها برای امیدواری، تبلیغ و نفع شخصی و هر آنچه تعبیر کج اندیشان است تلقی شود.
وگرنه اگه بخواهیم همش از منفی ها بگوییم من به شخصه از زندگی ناامید می شوم، چرا که دیگر دلخوشی ای برای ادامه نخواهم داشت...
پس به ما حق بدهید که برای ادامه راه، گاهی اوقات به - حداقل ها - دلخوش باشیم.
--------------------------------------------------------------------------------
....:
مردم میگن مطالب نشریه خیلی سنگین بوده ! یعنی کمی سطح بالا نوشته شده
در واقع عوام و بخصوص زنهای شهر در نظر گرفته نشده اند...!!!
چرا ؟
--------------------------------------------------------------------------------
شهرام:
خدمت اون دسته از دوستانی که می فرمایند مطالب نشریه کمی سنگین بوده عرض کنم، راجع به این موضوع با گروهها صحبت خواهیم کرد و سعی میشود مطالب عامیانه تر گردد.
راستش چند علت وجود داشت که مطالب کمی نسبت به گذشته در سطح بالاتر بود:
- خود اعضا که اکثراَ دانشجو و فارغ التحصیل هستند.
- تجربه کم مطبوعاتی اکثریت اعضا
- اینکه هر کسی مخاطب خود را در محدوده تفکرات خویش تصور کند، و برایش در همان سطح بنویسد.
- دیگر اینکه نشریه را به چند قسمت تقسیم کرده ایم که تقریباَ به این شکل بود:
50 درصد برای عامه(مانند خور و خوری ها، با مخاطب، سرگرمی و...)
40 درصد برای تحصیلکردگان(مانند آموزشی- تحصیلی،بهداشتی - پزشکی و...)
10 درصد آخر هم برای اقشار خاص(مانند : اندیشه و...)
بنابراین شاید کمی زود باشد که نشریه روال خود را به دست آورد، این کار مستلزم زمان و تجربه بیشتر اعضا میباشد، که امیدواریم با راهنمایی های دلسوزان میسر شود.
------------------------------------------------------------------------------
علی:
فكر نكنم بيك مشتاقان بتونه حتي ذره اي از مشكلات رو حل كنه.
------------------------------------------------------------------------------
شهرام:
سلام خدمت دوست گرامی "علی":
اشاره کرده اید که پیک مشتاقان حتی ذره ای از مشکلات را حل نکرده، اول بگم با این حرف شما موافق نیستم، بعد هم اینکه کاش دلیل حرفتان را هم آورده بودید، که ما هم متوجه شویم.
جهت اطلاع مواردی از نکات مثبت نشریه پیک مشتاقان را بیان میکنم، در توضیح عرض کنم که این بدان معنا نیست که پیک مشتاقان توانسته به درستی نقش خودش را ایفا کنه و تأثیرات خیلی مثبتی گذاشته، فقط در حد این مطلب شما مواردی چند را که به شخصه مشاهده کردم را میگم:
- شروع مجدد یک فعالیت فرهنگی – مطبوعاتی پس از چند سال وقفه با درگیر شدن و احساس مسئولیت حداقل 50 نفر جوان یک شهر 7 هزار نفری و در واقع درگیر شدن بیش از چند برابر این آمار " خانواده" از بزرگ و کوچک، که جهت تأیید صحت این مدعا میتوانید به آمار نامه های رسیده از خور و امارات و ...
و فروش رو به افزون نشریه از شماره 15 تا 20 و البته بعد از آن مراجعه نمایید.
--------------------------------------------------
شهرام:
- برگزاری مسابقات نقاشی و داستان نویسی کودکان، و شرکت رو به افزون دانش آموزان در این مسابقات، با هدف شروع ایجاد اعتماد به نفس بیشتر در نسل آینده برای "دست به قلم شدن" (همانگونه که میدانید نسل ما متأسفانه در زمینه دست به قلم شدن مشکل دارد.)
- برگزاری کلاسهای مختلف مشاوره تحصیلی از تاریخ شهریور ماه 1386 توسط اعضای نشریه پیک مشتاقان، که جهت اطلاع بیشتر میتوانید به دانش آموزان سال سومی و کنکوری همین سالهای اخیر و یا به بخش اخبار تحصیلی آموزشی نشریه از شماره 15 به بعد مراجعه نمایید.
- اطلاع رسانی اخبار مدارس و مشکلات آن، که در صدر آن خبر بد مردودی دانش آموزان هنرستان خور در شماره 20 نشریه در بخش شوخی با تلخی ها بود که یک ملت را به صدا در آورد، و سبب شد در سایه این سر و صدا و آگاهی، جلسات متعددی توسط اعضای نشریه پیک مشتاقان با شورای شهر، خانواده ها، دانش آموزان، و مسئولین آموزش و پرورش صورت گیرد، که از نتایج آن، تغییر دو تن از معلمان و معاون مدرسه، تغییر در نحوه مدیریت مدرسه و ... بود، که میتوانید برای آگاهی بیشتر به دانش آموزان مدرسه غلامعلی کامیابی یا به گزارش این عملکرد در شماره های 21 و 22 نشریه مراجعه نمایید.
--------------------------------------------------
شهرام:
- تأسیس رشته علوم انسانی در هنرستان دخترانه خور برای اولین بار با پیگیری اعضای نشریه و همکاری مسئولین، که میتوانید برای آگاهی بیشتر از تأثیر بچه های نشریه بر این موفقیت به پای حرفهای دانش آموزان این رشته بنشینید.
- به راه انداختن بخش با همسایه ها و همکاری با شهرها و روستاهای دیگر و معرفی آنها در نشریه، و تعامل با دیگر روستاها و شهرهای منطقه که نشریه در آنجا توزیع نیز میگردد، از جمله: لار، براک، لطیفی، عمادشهر، جناح و...، و همچنین ارسال نشریه به ارگانهای دولتی لار و خور و دفاتر نشریات منطقه، که میتوانید به این مکانها مراجعه نموده و از افراد اهل فرنگ و مطالعه آنجا، در مورد نشریه سوال فرمایید.
- مصاحبه های متعدد در نشریه با مسئولان شورا و شهرداری شورای ورزشی، و شبکه بهداشت و درمان لار، و مدیران مدارس و پیگیری قولهای مسئولان، که میتوانید با مراجعه به این مصاحبه ها، میزان تغییر و تأثیر قولها را نیز بررسی نمایید، که از جمله میتوان به تغییر عملکرد شهرداری در مورد دیوار چینی بلوار عبوری از وسط محله بالا، ایجاد دست انداز در حول محور میدان امام شافعی، پرداختن به عمران داخل محله های خور بعد از آگاهی و اطلاع رسانی و درخواست از شهرداری و شورا، به جای پرداختن صرف به کارهای عمرانی در گذرگاه های اصلی، و... پس از درج در نشریه اشاره نمود.
- معرفی فرهیختگان شهر در نشریه با هدف ایجاد انگیزه در نسل جوان که بدون شک بی تأثیر نبوده است.
--------------------------------------------------
شهرام:
- تهیه ویژه نامه های متعدد در شماره های 17 و 18 و 19 و 20 و اطلاع رسانی به مردم در زمینه های ورزشی، سفر و مسافرت، سال نو، ادبیات، بهداشتی پزشکی و ... که بدون شک هیچ کس نمی تواند نقش افزایش اطلاعات عمومی و آگاهی برای خانواده ها در این زمینه منکر شود، که برای تحقیق در این مورد میتوانید از اقشار مختلف اهل مطالعه و دوستان اهل مطالعه بپرسید.
- درج مطالب متنوع در مورد خور و آداب و رسوم آن در بخش خور و خوری ها و... برای آگاهی نسل امروز از قدیم و... که نمیتوان به تأثیر آن بر روی دانش آموزان و دانشجویان و... شک کرد.
- و...
- امیدوارم یکبار دیگر با نگاهی دیگر به فعالیتهای فرهنگی و بخصوص مطبوعاتی توجه فرمایید.
--------------------------------------------------
۱۱۱۱:
کار فرهنگیه دیگه. سخته بابا. طاقت میخواد و صد البته طول میکشه
توی خور و با این جور تفکرها.تازه سخت تره. حسابش را بکنید یکی مثل اقای , علی, که ماشالله اهل وب و ارتباطات هستند بیاد اینجوری هم استقبال کنه/ مرسی بچه ها
--------------------------------------------------
|
|