تبليغاتX
يادداشتهای يک خوری - « من » يا « ما »
 
يادداشتهای يک خوری
 
 
...شاید برای آغاز با هم بودن باید نوشت، امتحان کنیم
 

 

همیشه به خودمان می گوییم مثلاً چرا شهر خور نباید نشریه داشته باشد؛

چرا نباید استادیومش چمن داشته باشد ؛

چرا هنوز دکل های استادیومش بی نورافکن ، در حال پوسیدن باشد؛

چرا باید پارک جنگلی اینگونه باشد ؛

چرا باید قیمت زمینها این قدر گران باشد؛

چرا باید تشریفات ورسم ورسوم عروسی ها روز به روز بیشتر شود؛

چرا باید جوانی به خاطر مشکل مالی اش نتواند ادامه تحصیل بدهد؛

چرا بعضی ها نگذارند فرزندانشان - بخصوص خواهران- ادامه تحصیل دهند ؛

و چرا باید هر کسی ساز خودش را بزند؛

و دهها چرای دیگر ... ؛

 

شاید ساده ترین جوابی که می توان به این سوال داد این است که ما هنوز " در بند خودیم" و هنوز نتوانسته ایم این موضوع را هضم کنیم که با «ما» بودن هم می شود خوب زندگی کرد و حتی بهتر از قبل .

مثالی می زنم: می گویند محل فعلی شهرداری(کودکستان قدیم) با پول همه مردم ساخته شده است؛

یا مخارج استادیوم خور توسط صدها نفر تأمین می شود؛

یا سهام صحراهای نیمه و سنخود متعلق به همه مردم خور است؛

 

خب؛ ما که سابقه چنین کارهایی را داریم چرا به فکر سازماندهی این کارها نباشیم .

چرا نیاییم در میدان مطبوعات با افکاری متفاوت ،« گروهی »برای یک هدف پا در رقابت سالم بگذاریم .البته «رقابت سالم» ؛

چرا نیاییم با افتتاح یک شرکت عام اون هم با سرمایه همه مردم سود سالانه آن را خرج خور کنیم ؛

ودهها راه حل دیگر که شما هم می توانید پیشنهاد کنید؛

 

پس بیاییم

حداقل فعلاً به جای « منفعت طلبی ِصرف»

کمی هم به فکر «ما» شدن باشیم.

 

آنگاه این تفکر  ِ «ما» شدن را سازماندهی کنیم و سپس با منطق پا در یک رقابت سالم جهت رشد فرهنگ و اقتصاد شهر بگذاریم .

 

بیایید از امروز « ما » شویم...

  

نظرات دوستان در مورد موضوع " من یا ما " :

 

 

مهم نیست:

ورزش خور 0
ادب10
فرهنگ15
غیبت کنندگان در خور زیاد
دروغگویان زیاد
بدکاران زیاد
پس ما چگونه می گوییم مسلمانیم چگونه میخواهیم به بهشت برویم ها ؟؟

با خوش گذرانی در دنیا وبدون هیچ سختی در راه خدا ؟؟

------------------------------

شهرام:

راستش برام خیلی جای سوال است که چرا شما اینقدر نا امیدانه نوشتین...
----------------------
چرا ورزش خور صفر باشه...قبول دارم کمبود داریم ولی اگه یک بررسی انجام بدهین میبینید از لحاظ امکانات و کسب افتخارات از شهرهای درجه اول شهرستان هستیم(قبول دارم خیلی مشکلات داریم.... اما نه اینقدر که صفر بگیریم اگه 13 داده بودین بهتر بود)
-------------
ادب را هم جای بحث داره... راستش نمی دونم شما با کدام قشر معاشرت داشتین ... اما همین خور را با خور 15 سال قبل مقایسه کنید ، وضعیت خیلی بهتر شده... گرچه بعضی از احترام ها کم شده ولی خب می شه امیدوار بود...
به شرطی که همه با هم " ما " شویم...
من جای شما بودم نمره ادب را 15 میدادم.
-------------
نمره فرهنگ تان فکر کنم منصفانه باشه.... خیلی ضعف داریم...!!
----------
ولی اگه بخواهیم " ما " شویم خیلی از مسائل حل میشه... مطمئن باشید...

-------------------------------------------------------

 

الهه :

به نظر من شهر(به قول خودشان)خور به جای اینکه پیشرفت کنه روز به روز داره پسرفت میکنه...

-------------------------------

شهرام:

کاش برای نظرتون(اینکه خور روز به روزداره پسرفت میکنه...) دلایل قانع کننده و منطقی می آوردید...

ما هم مثل تمامی شهرها و روستاهای دنیا ضعفها وقوت هایی داریم  … و هدف از راه اندازی این وبلاگ (همچنان که درحاشیه صفحه عرض شده )، شناسایی و بررسی ضعف ها و نقاط قوتمان است… به گونه ای که در حد وسع و آگاهی مان ، با کمک همدیگر، تا جایی که در توانمان است ، پیشنهادات و راهکارهای فکری یا عملی برای حل یک معضل یا تأکید بر خوبی ها، ارائه کنیم…

-------------

اگه همه بخواهیم مانند شما با دیدی ناامیدانه،  با جامعه مان  برخورد کنیم ، مطمئن باشید پسرفت خواهیم کرد…

ولی اگر برعکس ،

هر کسی به سهم خودش با احساس مسئولیت نسبت به جامعه ، در حد توانایی های خودش اگه میتونه کاری کنه ، (که عالیه…)

 ولی اگه احیاناً نمیتونه کاری انجام بده ( که غیر ممکنه کسی نتونه کاری کنه) حداقل باعث ناامیدی نشیم بهتره

---------

توکل….امید…. امید….تلاش….موفقیت

 

-----------------------------------------------------------------------

الهه:

بله شما درست می فرمایید،
ولی یا درست بعضی از مردم رو نشناختین یا خودتون رو به اون راه میزنید البته ببخشید که اینهمه رک حرف می زنم چون همش که درست کردن مدرسه درمانگاه و...نیست

اول آدم باید فرهنگش رو داشته باشه ...

چه فایده که درمانگاه ساختن اما 1 دونه خوری خودمون داخلش کار نمی کنه

و یکی معلم خوری نداریم ،

با اینکه این همه تحصیلکرده داریم واسه چی؟؟

که کسی پیدا نمیشه پا پیش بذاره و خودمون( جوونا) خور رو اداره کنیم باز هم بگم یا

بسه؟؟؟؟؟؟

----------------------------------------------------------------------

شهرام:

خدمت خواهرمان الهه خانم عرض کنم :
کسی منکر حرف هایتان نیست...
اینها که فرمودین همش ضعف ماست...و هر کی باید از یک طریقی واسه رفع اونها اقدام کنه...
اصلاَ هدف از راه اندازی این وبلاگ هم از روز اول همین بود:
شناسایی ریشه ها و ارائه راهکارها در حد امکان...
--------
راستی من آدمی نیستم که بخواهم به قول شما خودم را به آن راه بزنم و از حقیقت فرار کنم...
نوشته هایم در وبلاگ ، خود گویای همین مدعاست...
چون نه از حقیقت میترسم و نه نیازی میبینم که بر حقایق سر پوش بگذارم...

منتظر شنیدن نظرات و انتقادات سازنده تان هستیم...

----------------------------------------------------------------------------

ناشناس:

ورزش خور =نامردی
ادب =10-
غیبت=تو همه جا بوی بد گوشت مرده دوستان از دهن اون دروغ گوی حسود بیرون میاد...

----------------------------------------------------------------------

یک خوری :

یادمه روزی که مسئولان شهرستان و شهر اومده بودند واسه افتتاح ساختمان جدید شهرداری خور، وقتی که آقای محبی (نماینده مردم لارستان در مجلس) داشتند همراه با شهردار و مسئولان شهر خور در انظار عموم به نقشه ها نگاه میکردند : یک حرفی زدند که جای فکر کردن داشت؛

به آقای محبی گفتند ساختمان شهرداری نزدیک به 200 میلیون تومان خرج داره ،

 ایشون هم گفتند : خوری ها که این همه پولدار دارند ، 200 تا خوری نفری یک ملیون تومان بدهند همه چیز حل میشه ...

 

درسته که حرفشون خیلی جای بحث داره که چرا هیچ قولی واسه تأمین بودجه شهرداری ندادند و مثل بقیه مسئولانی که به لارستان نگاه میکنند ، کلاً اجرای مسئولیت ها و عمران و آبادی منطقه را به عهده خیران و خیر اندیشان بزرگوار شهر نهادند....!!

ولی حرفشان از این بابت که خوری ها اگر بخواهند به راحتی می تونند این کار را بکنند جالب بود...

200 خوری هر نفری یک میلیون....

و شاید 400 خوری هر نفری 500 هزار تومان ... اگه بخواهیم کارها را با هم انجام بدیم چقدر راحت مشکلاتمان حل میشه ...

به امید اون روزی که این بینش و طرز فکر " ما" شدن نهادینه بشه.

------------------------------------------------------

ابراهیم افتخار :

مطمئنا برای ایجاد تغییر وتحول در شهرمان بیش از هر چیزی نیاز بهمدلی و همیاری است . در سالهای اخیر تحولات خوبی در زمینه شهری در خور اتفاق افتاده است که امیدواریم ادامه داشته باشد . تحولات بیشتر نیازمند همت بیشتر خیرین شهر می باشد.

-----------------------------------------------------

احمد رضایی (فرزند محمد رضا):

این همه با هم بیگانه ایم ، این همه دوری و بیزاری ، به کجا ؟؟

آیا خواهیم رسید آخر...

و چه خواهد آمد بر سر ما ، با این دلهای پراکنده ...

بنشینیم و بیندیشیم...

(هوشنگ ابتهاج)

-----------------------------------------------------

افسون:

درباره خوریهای قدیم زیاد شنیده ایم از مهربانیهایشان..ازدلسوزیهایشان..ازرفت وامدهایشان به خانه های یکدیگر...ازصفای قلبهاشان...ازپاکی چشمهاشان...وخیلی چیزهای دیگر...

اما الان چی؟؟؟حسادت...دشمنی...کینه...چشم وهم چشمی برای پولدارشدن...

چشم به مال دیگران داشتن...

به نظرمن این پوله که خورعزیزمونو به لجن کشونده وغروری که این ملت از داشتن پول تو وجودشونه...نظرتون چیه؟؟؟؟

----------------------------------------------------------

شهرام:

در مورد دلایل مختلف این گسستگی های اجتماعی جامعه شناسان و مردم نگارها زیاد نوشته اند، پول و نداشتن ظرفیت استفاده صحیح از آن هم یکی از عوامل این دمسردی ها است.

در دنیایی که به سمت ماشینی شدن پیش می رود، توقع اینچنین رفتارهای اجتماعی ای دور از انتظار نیست، ولی برای مردمی که ادعای مسلمانی دارند، کمی باورش سخته که اینقدر بی ظرفیت شوند و به خاطر همان چیزی که بهش میگن مال دنیا انچنان ارزشی قائل شوند که دیگر به پدر و مادر و برادر و همشهری خود رحم نکنند... اگه اینچنین شده ایم باید در مسلمانی و انسانیت خود شک کنیم ... چون " ما " شدن لازمه ی ایمان و انسانیت هست... 

----------------------------------------------------------

 

 

 

 |+| نوشته شده در  85/07/11ساعت 21  توسط شهرام صالحی  | 
 
  بالا