تبليغاتX
(*) (*) (*) اي باغ بزرگ نا اميدي کفر است ...... تو تجربه شکوفه دادن داري (*) (*) (*) يادداشتهای يک خوری
يادداشتهای يک خوری

...شاید برای آغاز با هم بودن باید نوشت، امتحان کنیم

بعضي وقتها آدم واقعاً دلش خسته ميشه... هي ميخواد از چيزهاي مثبت بنويسه هي نميشه... نه اينکه نميشه! خيلي هم ميشه! ولي منفي ها قدرت شون خيلي بيشتر هستش... اينجا هستش که آدم آرزو ميکنه بايد يا خودش  تغيير کنه يا به ديگران بگه بابا بسّه... ديگه دارين شور اِش را درميارين...

با اين واژه ها چقدر برخورد کرده ايم؟، و يا چند جا در مورد آنها با ديگران بحث کرده ايم؟ يا چند تا فيلم در اين مورد ديده ايم؟

رشوه گيري، پارتي بازي، مسئوليت گريزي، بي مسئوليتي، عقده اي بودن، بد اخلاق بودن، بي معرفت بودن، بي شعوربودن ،بي ادب بودن، بي ظرفيت بودن و...

 

 (موضوع کلی:

ذکر مثالهایی از عکس العمل های بد، در رفتار مسئولین و افراد جامعه، با هدف عدم تکرار آنها در شخصیت فردی هر کدام از ما)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/03/01ساعت 17 توسط شهرام صالحی| |

جمعه 30 فروردین1387 ساعت: 16:43 توسط:سـعـد
سلام.يه پيشنهاد دارم. خوبه كه يك Forum (تالار گفتگو) در اين وب سايت قرار بدين. چون خيلي چيزها در رابطه با شهرمون خور هست كه بخواد روش بحث بشه. و مردم نظرات گوناگوني دارند و دوست دارن آزادانه نظراتشون و يا گله و شكاياتشون رو مطرح كنند و نيز نظر ديگران رو در رابطه با موضوع بدونن.اين پست مختص مطالبي است كه دوستان ميخواهند در مورد موضوعات خارج از بحث هاي وبلاگ نظر بدهند.منتظر شنيدن نظرات شما هستيم.نحوه اداره آن هم با خود دوستان!

بحثهایی که تاکنون در این قسمت مطرح شده است:

-) چرا تازگی ها آمار طلاق در خور بالا رفته  -) سرویس ADSL در خور  -) رسم بد صدا زدن اسم ها با پسوند های ی،  َی، نی، نَی، و غيره در خور/

نوشته شده در 87/02/25ساعت 15 توسط شهرام صالحی| |

به نظر شما ما در برخورد با بازيهاي کامپيوتري موفق بوده ايم؟ آيا فرزندان ما از آسيب هاي ناشي از اين بازيها مصون هستند؟مگر بازيهاي کامپيوتري مضر هم هستند؟ آيا تا به حال در مورد تأثير مثبت يا منفي اين بازيها بر فرزندان خود انديشيده ايم؟

مدت زمان زيادي نيست که از حضور بازيهاي کامپيوتري و افتتاح گيم نت ها در خور مي گذرد. اما به وضوح داريم اثرات و پيامدهاي آن را بر فرزندان خود مي بينيم. فرزنداني که غالباً به خاطر فقدان تفريح و مکاني مناسب براي پر کردن اوقات فراغت، سرگرم شدن و در بسياري از اوقات وقت گذراني با اين گونه بازيها را به ساير تفريحات ترجيح داده اند...

(موضوع کلی:

بررسی موردی برخورد نسل جدید و خانواده ها با تکنولوژِهای روز در خور - و بررسی کلی عدم وجود سرگرمی مناسب در جامعه و ارائه راه حل های مناسب در جهت رفع این نقصان)



ادامه مطلب
نوشته شده در 86/10/22ساعت 2 توسط شهرام صالحی| |

ظرفیت هم چیز خوبیه!

جمله ای که بعضی وقتها در مقابل رفتار بعضی ها میشنویم.

ولی گاهی اوقات شنیدن آن خیلی آزار دهنده میشود، آن هم زمانی که در مورد هر چیزی که می خواهیم بحث کنیم، آخرش به این نتیجه می رسیم که ظرفیت هم چیز خوبیه!

به این معنا که ما ظرفیت آن را نداریم...

 

(موضوع کلی:

طریقه برخورد ما با پدیده هایی چون: پولدار شدن،مدرک دار شدن،مورد احترام قرار گفتن در جايی،تأمین شدن، شهر شدن و... و بررسی اين موضوعات در خور)



ادامه مطلب
نوشته شده در 86/09/08ساعت 20 توسط شهرام صالحی| |

تا حالا بیشتر از نقاط ضعف گفتیم تا نقاط قوت ...

این بار می خواهیم از یه اتفاق خوش یُمن از همین امسال و شاید همین چند وقت قبل بگیم...

...

اونقدر گفتیم که خور به نشریه نیاز داره و اونقدر بر ضرورت وجود نشریه تأکید شد که بالاخره قرعه فال به نام ما افتاد... تقریباً اول شهریور ماه امسال در جلسه ی کمیته فرهنگی شهر مقرر شد بالاخره یکی از نشریات شهر(«پیک مشتاقان» شماره ی پانزدهم) مجدداً راه اندازی شود...

 

(موضوع کلی:

بیان قصه ی راه اندازی مجدد نشریه پیک مشتاقان خور - با هدف احیای دیگر کارهای مثبت توسط جوانان و نوجوانان شهر، و ارائه پیشنهاد جهت شرکت پر رنگ تر نسل جدید در فعالیتهای فرهنگی آینده خور)



ادامه مطلب
نوشته شده در 86/07/11ساعت 6 توسط شهرام صالحی| |

بیایید یک بار دیگه و یه جور دیگه فکر کنیم...

قبل از اینکه رسیدن به آرزوهایمان را به خاطره ها بسپاریم،

شاید پاسخی برای این همه گفته ها و نگفته های نامفهوم بیابیم...

راستی چرا در بیشتر اوقات آرزوهای ما ، در حد همان خیالات باقی می مانند و به عمل نمی انجامند؟چرا همیشه فکر می کنیم باید دیگرانی باشند که بیایند و مشکلات ما را حل کنند ؟چرا ما فقط نظاره گر باشیم و نهایتاً انتقادی کنیم و ادای کارشناسان را در بیاوریم...؟

 تا به حال از خودمان پرسیده ایم که چرا اینچنین است؟

 

(موضوع کلی: لزوم تغییر در تفکر و دیگاه نسل امروز نسبت به رفع مشکلات جامعه - و ارائه راه حل جهت جلوگیری از کوتاهی طبقه صاحب نظر برای حضور در صحنه های مختلف اجتماع)
ادامه مطلب
نوشته شده در 86/05/09ساعت 3 توسط شهرام صالحی| |

راز ماندگاری فرهنگ ها ، مکتب ها و تمدن ها چیست؟

چرا مردم بعضی از جوامع همیشه حرفی برای گفتن دارند و بعضی دیگر برای همیشه در تاریخ هضم می شوند...؟

و به آنچنان سرنوشتی دچار می گردند که گویی هرگز نزیسته اند...

اینک من و شما چگونه ایم ؟ آیا واقعاً می خواهیم ماندگار باشیم ؟

یا ترجیح می دهیم در این دو روز زندگی آنقدر حقیر بمانیم که دیگران بجایمان حرف بزنند؟

کدام یک را می پسندیم :

 اینکه خود سرنوشت خویش را رقم بزنیم یا نه! سرنوشت مان را آنگونه که می خواهند رقم بزنند؟

 

(موضوع کلی:

نقش باسوادان و تحصیل کرده ها در اجتماع - بخصوص اجتماع خور در چند ساله اخیر)


ادامه مطلب
نوشته شده در 86/04/07ساعت 20 توسط شهرام صالحی| |

حتماً برایتان اتفاق افتاده که به خاطر مشکلی یکبار هم که شده با دوستی قهر کنید و بالاخره یک جوری با اون آشتی کنید ...

این بار می خواهیم با یک دوست خیلی خیلی خوب آشتی کنیم ،دوستی که به جرم خوب بودنش همه با اون قهر کرده ایم ، نه تنها من و شما ، بلکه تمام مردم ایران ...!!

 

(موضوع کلی:

بررسی برخورد نسل جیدی با کتاب و مطالعه  - بخصوص برخورد جوانان جامعه خور در چند ساله اخیر با کتاب و کتابخانه)


ادامه مطلب
نوشته شده در 86/02/27ساعت 13 توسط شهرام صالحی| |

تا حالا از این همه جوان دور و بر خودتون پرسیده اید که چرا شما ازدواج نمی کنید؟

معمولاً جواب ها آخرش به یک جا ختم میشه:

تو هم دلت خوشه...ول کن بابا ... ازدواج ... !؟ اون هم با این وضعیت...

 وای به حال اون جوان دم بختی که دیگه خوری باشه...

آخ که واقعاً باید دلمون واسه خودمون بسوزه...

وگرنه با این وضعیتی که ما خوری ها داریم پیش میریم ... اگه یه فکر اساسی نکنیم ...حفظ این همه رسم و رسومات خوب در عروسی ها مون هم ،

سخت میشه ... خیلی سخت تر از آنچه بشه تصورش را کرد...

 

(موضوع کلی:

ازدواج و مشکلات آن در جامعه  و ارائه راه حل های ممکن)


ادامه مطلب
نوشته شده در 86/01/09ساعت 5 توسط شهرام صالحی| |

حتماً شما هم بارها این جمله تکراری را شنیده اید که بعضی از بزرگترها و قدیمی ها همیشه از آن می نالند:

 " عجب روزگار بدیه ... چقدر احترام ها کم شده ... جوانهای این دوره زمونه اصلاً بزرگتر و کوچکتر سرشان نمیشه و ...  "

 

به نظر شما آیا واقعاً این چنین است ؟

اگر این چنین است تقصیر کیست ؟

فرزندان یا پدر و مادر؟ ... شاگردان یا معلمان؟ ...

جوانان یا کهنسالان؟ ... قدیمی ها یا امروزی ها؟ ...

 

(موضوع کلی:

بررسی روابط دو طرفه و مشکلات به وجود آمده بین نسل قدیم و جدید در جامعه امروز)


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/12/26ساعت 2 توسط شهرام صالحی| |

شما به چه کسی می گویید " با سواد" یا " بی سواد" ؟

به نظر شما سواد ما به چه چیزی بستگی دارد ؟

آیا به صرف اخذ مدرک لیسانس ، فوق لیسانس ، دکترا یا بالاتر ، ما انسانهای با سوادی به حساب خواهیم آمد ؟

آیا فقط در صورت داشتن مدرک ما با سواد خواهیم بود؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/12/17ساعت 2 توسط شهرام صالحی| |

هروقت پای صحبت همدیگه می شینیم معمولاً از هر جایی سخنی می گوییم ، اما متأسفانه وقتی بحث تلخی های این روزگار میشه همه حرفی واسه گفتن دارند...

 

(موضوع کلی:

حرفهای تلخ و درد دل های دوستان در مورد تحصیل،مدارس، ورزش،ثروت،خانواده و... در خور و ارائه راه حل های ممکن جهت رفع مشکلات)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/12/15ساعت 4 توسط شهرام صالحی| |

 به پیشنهاد بعضی از دوستان ، می خواهیم در مورد دو موضوع ، که امروزه خیلی ها را با مشکلات عدیده ای مواجه کرده است، بحث کنیم. موضوعاتی که غفلت از آنها سبب شده ،مستقیماً شخصیت ، شرف و آبروی افراد به مخاطره بیفتد...

 

(موضوع کلی:

بررسی مشکلات استفاده از تکنولوژی های روز بخصوص اینترنت و موبایل و... در اجتماع خور در چند ساله اخیر)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/09/08ساعت 23 توسط شهرام صالحی| |

 این بار به بررسی یکی از موضوعات مهم و قابل بحثی که امروزه در بعضی از شهرها و روستاهای همسایه ، بخصوص در میان اچومی زبانها ، مطرح می باشد پرداخته ایم.

البته فعلاً در شهر ما و بسیاری از شهر ها و روستاهای منطقه ، مردم در این مورد بسیارپایبند نشان داده اند ، و به هیچ وجه راضی نشده اند با دلایل نه چندان قدرتمندِ بعضی ها ، فرهنگ و هویت محلی خویش را زیر پا گذارند.

 

(موضوع کلی:

نسل آینده در خانه، روستاها و شهرهای خودمان به کدام زبان سخن گویند؟ فارسی یا اچومی؟ - بحثی پیرامون حذف و فراموشی زبان محلی و یا حفظ آن)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/08/27ساعت 1 توسط شهرام صالحی| |

قصد داریم با کمک شما به ذکر و بررسی چند مشکل و ضعف که هم اینک به آن دچار هستیم بپردازیم. راه حل هایی هم ارائه شده است . شاید یکی از ما توانستیم این مشکلات را همراه با راهکارهایی بهترجایی مطرح کنیم ، جایی مثل جلسات شورای شهر ، مجلس ریش سفیدان و بزرگان ، و یا با چند خیراندیش واقعی ، یا در جمع جوانان و آینده سازان " آینده خور"

ادامه مطلب را بخوانید ، مطمئن باشید همه مامی توانیم با راهکارهایی که به ذهنمان خطور می کند سر آغاز یک حرکت بزرگ باشیم.

 

(موضوع کلی:

نقش مسئولان و تحصیل کرده ها در برخورد با مشکلات موجود در مورد تحصیل،آثار باستانی، ورزش،کتابخانه عمومی و پارک جنگلی خور - و ارائه ی راه حل جهت رفع این مشکلات)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/08/03ساعت 15 توسط شهرام صالحی| |

در این قسمت به صورت خیلی عامیانه در مورد مطلبی بحث شده است که امروزحرف و آرزوی خیلی هاست. البته ما هنوز زیاد به اون دچار نشدیم . ولی اگر بی خیال باشیم تا چند سال آینده به اون دچار می شویم . و بعد می فهمیم که دیگر کار از کار گذشته و همینطور به خودمان می گوییم "روزگاری پیش ما هم روزگاری داشتیم" یا " کاش دنیا مثل کودکی و قدیم زمان خودمان بود" . وبا سرزنش خویش به خاطر عدم استفاده از ارزش ها و توانایی هامون انگشت حسرت به دهان می گیریم. لطفاً با حوصله بخونید.

 

(موضوع کلی:

مشکلات و خوبی های شهر شدن خور - تلاش جهت یافتن راه حلی برای ارتباط بین شهری شدن و بررسی تقابل فرهنگ جدید با مردمی که آداب روستایی دارند)


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/07/22ساعت 6 توسط شهرام صالحی| |

نظر شما در مورد دوست پسر و دوست دختر چیه؟ خوبه یا بد؟ آیا هر جوونی باید داشته باشه؟ آیا هر که نداشته باشه بی کلاس و عقب مونده تلقی می شه؟ و یا هر کی داشته باشه مترقی و با کلاس ؟ یا هیچکدام؟ اصلاً هدف از اینکه ما باید دوست پسر یا دوست دختر داشته باشیم چیه؟ یا هم اصلاً چرا نباید داشته باشیم؟ آیا شما دوست دارید دوست پسر یا دوست دختر داشته باشید؟

عزیزان همراه ؛ هدف این بوده است که همه ی نظرات را با هم مقایسه کنیم شاید به یک نتیجه مناسب رسیدیم. ادامه مطلب را بخونید ضرر نمی کنید.

 

(موضوع کلی:

شنیدن نظرات و تجربیات مخاطبان در مورد دوستی بین دختر و پسر در جامعه امروز بخصوص منطقه)


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/07/15ساعت 22 توسط شهرام صالحی| |

راستی ازدواج تحمیلی یا به اصطلاح محلی « تَن وتَن » چیست؟بهتر است ابتدا تعریفی از این نوع ازدواج داشته باشیم، و سپس بعضی از نکات مثبت و منفی ای که این گونه ازدواج ها می تواند در بر داشته باشدرا مورد بررسی قرار دهیم،شاید که مفید افتد...

 (موضوع کلی:

بررسی پیامدهای خوب و بد ازدواج های تحمیلی در خور)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/07/13ساعت 18 توسط شهرام صالحی| |

حتماً به شیراز سر زده اید ، از اوضاع شهر و اقتصاد این شهر زیبا هم اطلاع دارید.

اما موضوعی در این شهر بسیارجالب است ، آن هم حضور بسیار فعالانه مردم منطقه خودمان در اقتصاد شیراز می باشد.در ادامه مطلب چند نمونه فهرست وار ،از مکانهای متعلق به سرمایه گذاری با جرأت جنوبی ها در شیراز ، وسپس هدف از ذکر این موارد آورده شده است.

 

(موضوع کلی:

َبررسی علت عدم سرمایه گذاری مناسب خوری ها در ایران و منطقه لارستان)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/07/11ساعت 21 توسط شهرام صالحی| |

همیشه به خودمان می گوییم مثلاً چرا شهر خور نباید نشریه داشته باشد؛

چرا نباید استادیومش چمن داشته باشد ؛

چرا هنوز دکل های استادیومش بی نورافکن ، در حال پوسیدن باشد؛

چرا باید پارک جنگلی اینگونه باشد ؛

چرا باید قیمت زمینها این قدر گران باشد؛

چرا باید تشریفات ورسم ورسوم عروسی ها روز به روز بیشتر شود؛

چرا باید جوانی به خاطر مشکل مالی اش نتواند ادامه تحصیل بدهد؛

چرا بعضی ها نگذارند فرزندانشان - بخصوص خواهران- ادامه تحصیل دهند ؛

چرا....

 

(موضوع کلی:

نقش نسل نو در برخورد با همدیگر در جهت رفع مشکلات اجتماع)


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/07/11ساعت 21 توسط شهرام صالحی| |

نظر شما در مورد انتقاد و انتقاد پذیری چیست؟

آیا ما در زندگی باید مورد انتقاد قرار گیریم؟یا نیازی نیست از ما انتقاد کنند چون ما به هر حال راه خود را می یابیم؟

آیا نیاز است از دیگران انتقاد کنیم یا اصلاْ رفتار آنها به ما ربطی ندارد؟

به نظر شما اصول انتقاد کردن و انتقاد پذیر بودن چیست؟ چرا بعضی ها به راحتی انتقاد ها را می پذیرند و بعضی ها از بازخواست شدن ناراحت می شوند؟

 

(موضوع کلی:

بررسی مشکلات فرا روی انتقاد از مسئولان و دیگران - و ارائه راه حل جهت بیان و شنیدن انتقاد)


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/07/09ساعت 12 توسط شهرام صالحی| |

شاید یاد آوری چند مورد از فعالیتهای فرهنگی مفید دلسوزان و فعالان همشهری در همین چند سال اخیر خالی از لطف نباشد، اما افسوس که اکثر آنها پایدار نبودند…هدف از ذکر این موارد این است که باور کنیم ما می توانیم ادامه دهیم ، اگر بخواهیم...

 

(موضوع کلی:

ذکر مثالهایی از موفقیت های همشهریان در سالهای اخیر با هدف نا امید نشدن نسل جدید برای رفتن به سمت اهداف اجتماعی خود)


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/07/08ساعت 14 توسط شهرام صالحی| |

 

(*)(*)(*) اگر تمام شب را به خاطر از دست دادن خورشيد گريه کنيم .....(*)(*)(*)..... بدون شک لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهيم داد (*)(*)(*)
 

:اين صفحه را به دوستان خود ايميل کنيد
------------------------------------------------------------
نام دوستتان:
ايميل دوستتان
نام شما:
ايميل شما:

بازگشت به صفحه اصلي وبلاگ
يادداشتهاي يک خوري