تبليغاتX
(*) (*) (*) اي باغ بزرگ نا اميدي کفر است ...... تو تجربه شکوفه دادن داري (*) (*) (*) يادداشتهای يک خوری
يادداشتهای يک خوری

...شاید برای آغاز با هم بودن باید نوشت، امتحان کنیم

حتماً شما هم بارها این جمله تکراری را شنیده اید که بعضی از بزرگترها و قدیمی ها همیشه از آن می نالند:

 " عجب روزگار بدیه ... چقدر احترام ها کم شده ... جوانهای این دوره زمونه اصلاً بزرگتر و کوچکتر سرشان نمیشه و ...  "

 

به نظر شما آیا واقعاً این چنین است ؟

اگر این چنین است تقصیر کیست ؟

فرزندان یا پدر و مادر؟ ... شاگردان یا معلمان؟ ...

جوانان یا کهنسالان؟ ... قدیمی ها یا امروزی ها؟ ...

 

(موضوع کلی:

بررسی روابط دو طرفه و مشکلات به وجود آمده بین نسل قدیم و جدید در جامعه امروز)


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/12/26ساعت 2 توسط شهرام صالحی| |

شما به چه کسی می گویید " با سواد" یا " بی سواد" ؟

به نظر شما سواد ما به چه چیزی بستگی دارد ؟

آیا به صرف اخذ مدرک لیسانس ، فوق لیسانس ، دکترا یا بالاتر ، ما انسانهای با سوادی به حساب خواهیم آمد ؟

آیا فقط در صورت داشتن مدرک ما با سواد خواهیم بود؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/12/17ساعت 2 توسط شهرام صالحی| |

هروقت پای صحبت همدیگه می شینیم معمولاً از هر جایی سخنی می گوییم ، اما متأسفانه وقتی بحث تلخی های این روزگار میشه همه حرفی واسه گفتن دارند...

 

(موضوع کلی:

حرفهای تلخ و درد دل های دوستان در مورد تحصیل،مدارس، ورزش،ثروت،خانواده و... در خور و ارائه راه حل های ممکن جهت رفع مشکلات)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 85/12/15ساعت 4 توسط شهرام صالحی| |

 

(*)(*)(*) اگر تمام شب را به خاطر از دست دادن خورشيد گريه کنيم .....(*)(*)(*)..... بدون شک لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهيم داد (*)(*)(*)
 

:اين صفحه را به دوستان خود ايميل کنيد
------------------------------------------------------------
نام دوستتان:
ايميل دوستتان
نام شما:
ايميل شما:

بازگشت به صفحه اصلي وبلاگ
يادداشتهاي يک خوري